مدار افسوس . . . . .
اگرچه گمشدهای در مدارِ افسوسم
به هر طریق مرا حس کنید، محسوسم
دراین خزانزدگی برفراز شاخۀ خویش
چو برگِ یخزدهای بر زمین نمیپوسم
کسی مُکلّف تقسیمِ ماه خواهد شد
که معتبر بشود کورسوی فانوسم
فقط ستارۀ دنبالهدار میداند
که با دو دیدۀ شبزندهدار مأنوسم
غزلغزالۀ من، تو غزالۀ «غزلی»
خیال محض تو را عاشقانه میبوسم
نفس نفس ز غزل دست بر نخواهم داشت
چگونه پا بگذارم به روی ناموسم؟!
شاعر : مهسا مجدر { غزل لنگرودی }
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد