چه کنم با دل ....
چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه..؟
با صدای غزلم؛ از تو بخوانم یا نه..؟
با صدای غزلم؛ از تو بخوانم یا نه..؟
گفته اند قصه ی هر؛ عشق جدایی و غم است..
چه کنم...؟ این غم تو قصه بدانم یا نه...؟
در نبود تو اگر ؛ شخص غریبی آمد..
من به امید تو؛ از خویش برانم یا نه..؟
مانده ام بار دگر؛ باز شوی همدم من...؟
میدهی باز به؛ انگشت نشانم یا نه...؟
یک قدم پیش و یکی پس ؛ به جنونم آری..؟
میکنی در طلب؛ بوسه کمانم یا نه..؟
وقت دلتنگی و ماتم ؛ بغلم می آیی..؟
می شوی مونس؛ تنهایی جانم یا نه..؟
یک معما شدی؛ از بس که عجیبی ؛ تو بگو..
چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه...؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 10:5 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد