چی بگم از کجا بگم
چی بگم از کجا بگم , دردم وبا کیا بگم
بهتره که دم نزنم , حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد ورفت , عاشق مردم شد ورفت
عشقی که بی فروغ نبود , برای من دروغ نبود...
بغض نشسته تو گلوم , عکسی همیشه روبروم
من از خودم چرا بگم , میخوام از اون چشم ها بگم
خیره تو چشم مست تو , دست میدم به دست تو
دل از زمونه می کنم , حرف دلم را میزنم
چه حالتی داره چشات , نرگس بیمار چشات
چشم تو خوابم میکنه , مست وخرابم میکنه
چشات اگه پس نزنن چشم های سرسپردمو
میشه فراموش کنم خاطره های مردمو
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:6 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد