پائیز . . . .
دلم گرفته ز غمناله های پائیز است
فضای سینه ز سوز شراره لبریزاست
چنان بنفشه که می خوشد از هجوم سموم
عبور ثانیه ها در رگم غم آمیزاست
مگر دریچه به دیدار صبحدم بستند
که خو گرفته به شب دیده ی سحرخیزاست؟
مرا که غنچه ی لبخند بر لبان پژمرد
کدام گل ز کدامین چمن دلاویز است؟
ز سوگ لاله ی در خون تپیده ی این باغ
دلم به خواندن مرثیه چون شباویز است
خوشا به چلچلگانی که در گذار نسیم
بهار خاطره هاشان هماره گلبیز است
ز جام عشق خود ای آفتاب مستم کن
کنون که شب پرگان را ز نور پرهیز است
شاعر : عباس خوش عمل
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:7 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد