یک غزل . . . .
چای سبز از چشم هایت قند از لبهای من
لذت نوشیدنت لبریز در رگ های من
آفتاب دستهایت سایه های شانه ام
آسمان سینه ات آرامش شبهای من
گونه هایت پهنۀ بوسیدن گلبرگهام
شیوۀ خندیدنت پرواز در پرهای من
ای صدایت نرگس و نسرین و یاس نسترن
قصه کن با من تویی امید فرداهای من
نام تو تکرارشد مثل تپش های دلم
ازتو عطرآگین شده هر واژه از گپ های من
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:28 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد