سخت است درد . . .
سخت است درد خود را از ديگران شنيدن
از عاشقي نگفتن از عشق دل بريدن
سخت است از پرستو پرواز را گرفتن
يک تکه از جهان را بر دوش خود کشيدن
سخت است از رهايي با دست بسته گفتن
دنياي کودکي را از کودکان خريدن
سخت است از ستاره با نور ماه گفتن
از پود دل گسستن در تار دل تنيدن
سخت است با شقايق از کوچ لاله گفتن
با لاله ها نشستن با قاصدک پريدن
سخت است مهرباني از آشنا نديدن
يکبار دل سپردن صد بار دل بريدن
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 18:16 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد