در غریبی ناله ها کردم کـسی یادم نکرد

 

در قـفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد

 

ضربه مـردم چنان از زندگـی سیرم نمود

 

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد