وقتی که می خندی . . . .
با شادی و شورم نداری وصل و پیوندی ؟
بوسیدنی تر می شوی وقتی که می خندی
تب می کنم از حال و احوال پریشانت
دنیا به کامم می شود وقتی که خرسندی
هر چه بگویی,تا برنجم از کلام تو
با خنده ات گل می کند از عشق فرزندی
تقصیر از احساس شاعر پیشه ی من نیست
تو با تمام جلوه های من همانندی
حالا پشیمانی ؟که اخمم می کنی گاهی
لطفا بخند , در های غم را خوب می بندی
شاعر : فاطمه بابائی
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 18:48 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد