شریک غربت من
خدا کند که بیایی مسافری که نیامد







و کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد





دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را








غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد




همیشه غربت اینجا فقط نصیب دلم نیست








شریک غربت من کو مهاجری که نیامد





شکست بغض غرورم در انتظار عزیزی








دعا کنید بیاید مسافری که نیامد
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18:14 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد