چه زیبا دیدمت آن شب کجایی ای اهورایی ؟
چرا دیگر سحرگاهان به خوابم در نمی آیی ؟
نشستم ماهها بر جاده های انتظار اما
به هرجا چشم گریان کبوتر باشد آنجایی
بیا ما را ببر تا انتهای عشق آنجاها
که در قاب تماشای گل و آیینه پیدایی