درخت بودم اگر . . . .
درخت بودم اگر ,عشق تو بهارم بود
چرا که سبز شدن از تو انتظارم بود
همیشه فصل بهاران که میشود شادم
دوباره حال و هوای تو در کنارم بود
هوای تیر مرا می کند غم آلوده
دوباره سوختن از تو به روزگارم بود
دلم گرفته و گرما زده شدم انگار
همیشه مردن از عاشقی قرارم بود
نمی شود که بمیرم , تو می شود برگرد
همیشه این دل خاکی من حصارم بود
شاعر: فاطمه بابائی
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:19 توسط {غروب سرخ خورشید}
|
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد